|
نمی دونم چرا با اینکه یه هفته ای می شه که اومدم ولی اصلا حسش نیست که بیام و بنویسم! خانم خانما حضرت عالی حس و حال فرت ورفت آپ کردن رو دارین!تو این مدت حداقل یاد گرفتم زیاد غر نزنم و آه و ناله هم نکنم!همش همین جاس!( تو دلم ) خوشی ها هم انقدر گذراس که تا میام بنویسمیه چیز دیگه جاشون رو میگیره! بگذریم! این دو ترم روی هم رفته بد نبود!خیلی چیزا یاد گرفتم!خیلی سوتی ها دادم یه اتفاقایی افتاد که به این ایمان رسیدم که آدما چقدر زود می تونن خودشون رو گم کنن!یادشون بره از کجاها به کجا رسیدن!می گن آدم وقتی عاشق می شه کور هم می شه! آخه دختر نشنیدی؟ندیدی؟آخه چرا داری با زندگی خودت بازی میکنی؟ یعنی همه دروغ می گن نه؟چطور می تونی هر کاری دلت می خواد انجام بدی و بعدشم بگی گور بابای حرفای مردم!!! دیوونه به چی امید داری؟ چرا !!!!! چطور با دو کلمه ی دوستت دارم خر می شیم؟خرج کردن این کلمه ها خیلی راحته! دلم می سوزه!از اینکه خودم تا قبل از این ادعای بزرگ شدن می کردم وحالا فهمیدم هیشکی تو این دنیا نمی تونه بزرگ باشه! پ.ن۱: نمی دونم روزام داره چطور می گذره! فقط ای کاش زودتر بگذره! پ.ن۲: دلم برات تنگ می شه! پ.ن۳: بعضی وقتا می خوام سر هر دوتاتون هواربکشم! پ.ن۴: تا بعد...
|
About![]()
می نویسم تا که یادم نرود... Archivesمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 Authorsمهربونمهربون Links
آرامگاه |