تبليغاتX
صندوقچه - یه اتاق با کلی تغییر!!!

صندوقچه

من اینجا بس دلم تنگ است!!!

چقد سخته همش بخوای دنبال حروف بگردی! خصوصا وقتی بدونی جاشون همین نزدیکی هاست!!!

کمتر از دوهفته ی دیگه باید برم دانشگاه! دلم خیلی خیلی تنگ شده! واسه همه س اون روزا،حتی اون روزای بد و ناراحت کننده! امسال تنهام، نمی دونم شایدم حقمه! به پاس همه بدی هایی که به بعضی ها کردم! و همیشه هم چوبشو خیلی زود می خوردم! هستی می گفت این یعنی خدا دوست داره! شایدم همینی باشه که هستی میگه ولی این جوری همیشه بدی هات جلو چشماته. همیشه به خودت میگی یعنی من اینقدر بدم؟

امسال فقط من موندم و تو!!! می دونم خیلی اذیتت کردم!خیلی شبا ناراحتی تو می دیدم!گریه هاتو می شنیدم ولی...

اما حالا ظلمی که بهت کردم داره سرم میاد! خوب می دونم مهربون تر از اونی هستی که تو خواسته باشی! ولی اینو می دونم که اونی که اون بالاس دلش نمی خواست غم و غصه ی بنده اش رو ببینه! اما حالا اومدم تلافی.می خوام سعی کنم مثل تو باشم!خوب!!! (البته یه ایراد کوچولو داری خانمی که اونم من که پیشت باشم حلش می کنیم!)

اما تو!!!

می خوام از تو بگم! از تویی که فک میکردم خوبی!البته خوبی هااااا ولی نه برای من! تو حتی مهربونی هات برای من نبود! شورش نمی کنم! احساس آدم هیچوقت اشتباه نمی کنه.خیلی دوست داشتم.بیشتر از اونی که حتی خودم هم فکرشو بکنم ولی تو مال من نبودی! آره من خودخواه! زوره مگه؟؟؟ تو حتی  یه کوچولو مال من نبودی. هیچوقت روزایی رو که برات گریه کردم یادم نمی ره! تو هم احتمالا روز آخر پشت اون بوته های مورت حیاط خوابگاه رو یادت نمی ره! یعنی امیدوارم نره! وقتی ازم پرسیدی آمنه!!!چته؟چیزی شده؟چرا اینطور گریه میکنی؟ و من نتونستم بگم که برای تو!

من نمی تونم مثل هستی باشم! دلم شکست! خورد شد! دیگه هم تیکه هاشو پیدا نکردم که بند بزنم! نمی تونم هیچ آرزویی جز این برات داشته باشم که::::

ای کاش فقط یه گوشه از همون احساس من رو یه روزی همینجا تجربه کنی!!!

 

ای کاش می شد همه با هم خوب می موندیم که حالا مجبور نمی شدیم این جدایی ها رو تحمل کنیم!!!!

 

پ.ن 1:نخیر خل نشدم! مگه عجیبه؟ عجیبه که دلم می خواد همه چی یهو عوض شه؟عجیبه که دلم می خواد دوستم فقط مال خودم باشه؟ تو بگو بچه گانه! من دلم می خواد!!!

پ.ن 2:حس یه بچه کلاس اولی رو دارم! 

پ.ن 3: یه پست پر مکافات از لب تاپی که حروف فارسی روش نداره.

+نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت2:1توسط مهربون | |